ما تو برنامه نویسی یه چی داریم تحت عنوان دستورات شرطی.یکی شون که خیلی مهمه اسمش اگر هست if . این اگر ماجرا فقط و فقط وفقط وقتی چیزی که ازت میخواد برآورده کنی میذاره بهش یه دستور بدی. میدونی اصلا مهم نیست که چه بهش دستور بدی. یعنی حتی میتونی بهش دستور بدی همه چیو پاک کن، همه چیو نابود کن. اصلا تو بگو بمیر واست میمیره. اما به شرطی که خواسته اش رو برآورده کنی. این اگر یه رفیق دیگه داره بهش میگن while این از اون بدتره چون وقتی شرطش رو برآورده کنی دیگه رهات نمیکنه ، تو رو میندازه توی یک حلقه بینهایت ، تنها راه نجاتت میدونی چیه؟ بتونی شرطی که واست گذاشته رو نقض کنی. اونوقته که میتونی از دستش در بری . حالا اینو نسبت بده به آدمای شرطی زندگیت. یسری هاشون از نوع اولی هستن مجبورت میکنن اگر خواسته شون رو برآورده کنی تازه بشن چیزی که تو ازشون میخوای. یه سری هاشونم که از نوع دوم هستن بعد رسیدن به خواسته هاشون تو رو مینداز توی یک منجلاب تکراری . خیلی وقتا برآورده کردن یه شرط هایی پایان خیلی چیزاست.